ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى

مقدمهء ناشر 26

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )

مولانا فرمود كه هركه به سخنان عطار مشغول شود از سخنان حكيم سنائى مستفيد شود و به فهم اسرار آن كلام رسد و هركه سخنان سنائى را بجدّ تمام مطالعه كند بر سرّ سناى سخنان ما واقف شود » « 1 » . سنائى در نظم حديقه مبتكر بوده و كسى پيش از وى نظم بدين بديعى نياورده و كتابى بدين اسلوب نپرداخته است خود او در همين كتاب گويد : كس نگفت اين چنين سخن بجهان * ور كسى گفت گو بيار و بخوان و با اينكه اين‌گونه نظم در زبان فارسى بىسابقه بوده و او اوّل كسى است كه معانى دقيقهء عرفانى را به سلك نظم درآورده و كتابى بدين روش و اسلوب ساخته است ولى بقوّت فصاحت و بلاغت و فكر بلند و طبع روان سحرآفرين خويش چنان مهارتى در تأليف و نظم آن به كار برده و به‌طورى لغات و اصطلاحات را بموقع استعمال كرده است كه از نظر زيبائيهاى ادبى در منتهاى درجهء لطافت و براعت و در نهايت درجه حسن و خوبى واقع شده است عبد اللطيف عباسى گويد « در حديقه شعر هست كه بىتكلّف يك بيت آن به ديوانى ارزد و از غايت بلندى دست قدرت هيچ ذى ادراكى به شرف بنيان آن نمىرسد و اين بيت گفتهء حكيم : نكتهء گفته‌ام كه تأليف است * سخنى رانده‌ام كه ديوانى است در حق آن كاملا صادق است » حكيم خود به بزرگى فكر و سبك نظم و شالودهء كه براى اساس نظم فارسى پس از فردوسى طوسى ريخته آگاه بوده و از اين جهت كتاب حديقه را بدين‌گونه خود وصف مىكند : زين سپس تا همى سخن رانند * حكماى زمانه اين خوانند تا بنا كرده‌ام چنين شهرى * مثل اين كس نديده در دهرى

--> ( 1 ) - كتاب مناقب العارفين شمس الدين افلاكى نسخهء خطى متعلق به كتابخانهء دانشمند بزرگوار آقاى فروزانفر استاد دانشگاه